سلام خدمت همه دوستان و همكلاسي هاي عزيز
ميخواستم يه يادآوري كنم از ترم اول
شايد اين خاطره اي كه ميخوام تعريف كنم يكم آبروي بچه هاي خودمون رو به خطر بندازه !!
اما يادتونه پارسال سر كلاس بافت شناسي خانم دكتر فاضلي پور چه اتفاقي افتاد ؟؟؟
نميدونم چي شده بود كه خانم دكتر از شونه چپ بلند شده بودند و از همون اول شروع كردند به عنايات ويژه به پسرها..
آقا شما اونجا نشين..
آقا شما بيا برو اونطرف
نزديك اون خانم نشين..
ميخواستم بگم خانم دكتر شما استادي يا مامور گشت ويژه ؟!
بعد بيخيال شدم گفتم شايد ميخواد به وظيفه اش عمل كنه
امر به معروف و نهي از منكر
چون ميدونيد كه اين وظيفه ي هر مسملموني هست !!!!
البته ما هنوز نفهميديم بايد امر به منكر و نهي از معروف كنيم يا نهي به منكر و امر از معروف كنيم !!! ؟؟
از اول زندگي واسم سوال بوده..
بگذريم..
وسطهاي درس بود كه يكي از خانم ها بلند شد كه بره بيرون
آخر هاي راه بود ها!!! دو قدم مانده به در!!!
استاد : آهاي كجا خانم ؟؟
همكلاسي : استاد ميخوام برم بيرون
استاد: (با حالت طلبكارانه بخونيد) براي چي ميخواي بري؟
همكلاسي : (بنده خدا ترسيده بود ديگه..) استاد...استاد خوب حتما يه مشكلي دارم ديگه..
استاد : نه خير نميخواد بري بيرون اگه ميخواي بري ديگه نمياي ها!!! اسمتو بگو بينم..
همكلاسي : ممممم.. استاد.. اصلا ميخوام اين كتابه رو بدم به دوستم الان ميام به خدا...
استاد : (عصباني) گفتم اسمت چيه ؟؟!!!
همكلاسي : اسمشو اروم گفت
استاد : چي ؟ بلند بگو نشنيدم !!
خلاصه يه چند نفر از دوستان زحمت كشيدن از اونهايي كه جلوي استاد نشسته بودند و اسم همكلاسيمونو تحويل استاد دادن !!! بعلههههه واقعا دستشون درد نكنه..
نكته جالب اينجاست كه بعضي از اقايون از جمله خودمن عقب كلاس داشتيم عمو زنجير باف ميخونيدم ..
يه قل دو قل بازي ميكرديم و...
عجيبه استاد به ماها تيكه ننداخت !! واقعا بعضي روزها رو اقايون و بعضي روزها رو خانم ها زوم ميكنن..
خب اينم يه خاطره
شما هم خاطراتتون رو براي ما بفرستين و اگه خواستين به اسم خودتون تو اين قسمت قرار ميديم..
با تشكر از همه
هر كسي كلمه اي به من آموخت مرا بنده ي خود ساخت "پيامبر"
با سلام خدمت همه ي دوستان و هم كلاسي هاي عزيز
نميدونم شايد شما هم با من موافق باشيد يا نه اما به نظر من استادها تو اين ترم يك مقدار بيش از حد رو رفتار ما ها حساس شدند..
يك بار يا يكي از استادهاي خودمون صحبت ميكردم ايشون خيلي خيلي از كلاس شاكي هستند..
ميگن تا حالا كلاسي به اين حد بي نظم نديده بودند..
راستش ميخواستم از همه ي بچه ها و هم كلاسي هاي عزيزمون خواهش كنم يكم بيشتر مراعات استادها رو كنند
چون همونطور كه خودتون ميدونيد استاد ميتونه اينقدر سوالارو سخت بگيره كه 90 درصد كلاس قبول نشن و 10 در صد بقيه رو هم با يك نمره خوب قبول ميكنه كه جاي هيچ حرفي نمونه..
اما بر عكس ميتونه اينقدر راحت بگيره كه كمترين نمره با بالاترين نمره 3 يا 4 نمره بيشتر اختلاف نداشته باشه..
يكي از كارهايي كه ميشه كرد كه استاد سوالارو آسون بگيره و بقولي هوامونو داشته باشه اينه كه تو كلاس نهايت احترام رو بهشون بذاريم.
به نظرم اومد تو اين وبلاگ كه خيلي از بچه ها به اينجا سر ميزنن از همه دوستانه خواهش كنم به كمك هم اين ترم رو هم با موفقيت تموم كنيم..
ممنون
راستي از همين الان اميدوارم تعطيلات نوروز به همه خوش بگذره..
شايد هفته ي بعد خيلي ها مسافرت باشن !!
خدانگهدارتون
با توجه به اينكه چيزي به عيد وتعطيلات نوروز نمونده جهت ارائه يكسري برنامه ها وخبرهاي ويژه وامكانات جديد نياز به همكاري و هم فكري دوستان داريم!
اما قبل از هر چيز لطفا تمامي دوستان از طريق فرم تماس با ما اقدام به عضويت در سايت كنند.
لطفابراي پر كردن فرم حتما از نام واقعي و به صورت كامل به همراه ايميل معتبر استفاده كنيد.
لازم به تذكر است كه امكان ثبت نام حداكثر تا شروع كلاسها در سال جديد وجود دارد وپس از آن از ثبت نام دوستان معذوريم..........
عجله كنيد كه اولين بسته ويژه شب عيد ارسال مي شود.!!!!!!!!!!
دوستان بچه ها زحمت كشيدن و جزوه هاي زير را آماده وتحويل كانكس دادن:
فيزيولوژي جلسه 1 :غزل وهابي
فيزيولوژي جلسه 2:نوا ميركتولي - پگاه نوروند
نورو آناتومي جلسه 1و2: فرشيد نظري
سروگردن تئوري جلسه 1و2: صبا طالب بيگي - صبا طباطبايي
تغذيه جلسه 1و2 : فائزه آمره اي-سجاد پرستوك
سروگردن عملي جلسه 1 و2
بازم از همه دوستان تشكر ميكنم كه وقت ميزارن تا سايرهمكلاسي ها هم استفاده كنند.ميتونم به جرات بگم كه از هر لحاظ كامل وعالي هستند.
ممنون
آيا سقفي بالاي سرت هست؟ ناني براي خوردن لباسي براي پوشيدن و ساعتي براي
خوابيدن داري؟آري نامي براي خوانده شدن كتابي براي آموختن و دانشي براي
ياد دادن داري؟آري بدني سلامت براي برداشتن سبد يك پير زن. سخني براي شاد
كردن يك كودك دهاني براي خنديدن و خنداندن داري؟آري لحظه اي براي حس كردن
قلبي براي دوست داشتن و خدايي براي پرستيدن داري؟
آري پس خوشختي بسيار
خوشبخت
(ارديبهشت)
ابوسعيد را گفتند : كسى را مى شناسيم كه
مقام او آن چنان است كه بر روى آب راه مى
رود.
شيخ گفت : كار دشوارى نيست ؛ پرندگانى
نيز باشند كه بر روى آب پا مى نهند و راه
مى روند.
گفتند : فلان كس در هوا مى
پرد. گفت : مگسى نيز در هوا بپرد.
گفتند : فلان كس در يك لحظه ، از شهرى به
شهرى مى رود.
گفت : شيطان نيز در يك دم ، از شرق عالم به
مغرب آن مى رود. اين
چنين چيزها ، چندان مهم و قيمتى نيست.
مرد آن باشد كه در ميان خلق نشيند و
برخيزد و بخسبد و با مردم داد و ستد كند
و با آنان در آميزد و يك لحظه از خداى غافل
نباشد
با تشكر از همه عزيزاني كه براي ما ايميل ميفرستند و به وبلاگ خودشون لطف ميكنند..
عمل جراحي كوچك كردن معده (باي پس معده)يك عمل جراحي سنگين و طولاني است كه طي پنج ساعت بيهوشي انجام مي شود. در اين عمل حجم معده را كوچك مي كنند تا افرادي كه به دليل پرخوري، معده گشاد دارند، به دليل زودتر متسع شدن ديواره معده، زودتر احساس سيري كنند و
دست از غذا خوردن بكشند؛ چراكه مهمترين مكانيزم احساس سيري، پيام هاي
مخابره شده از ديواره متسع معده بر اثر غذا خوردن است كه به مركز سيري در
مغز مخابره مي شود.
اين عمل جراحي سنگين مانند هر جراحي ديگري عوارض بي هوشي، خونريزي، عفونت و حتي مرگ و مير را مي تواند به دنبال داشته باشد.
افرادي كه دچار پر خوري بوده و مدام در حال خوردن هستند و به سراغ چنين عمل هاي خطرناكي مي روند، معده هايشان سرد است
كه به اين افراد توصيه مي شود به جاي عمل جراحي و پرداخت هزينه هنگفت آن و
آسيب رساندن به بدن خود، معده خود را گرم كنند تا كمتر دچار دل ضعفه و
احساس گرسنگي شوند. شربت زنجبيل و عسل ميل نمايند و صبحانه پختني و مفصل (مثل انواع آش ها، حليم و كله پاچه) بخورند، اما نهار نخورند تا حجم معده آنان كم شود.
نهار در اسلام نيز جايگاهي نداشته است و از زمان حكومت امويان در امت اسلام باب شده است. مسلمانان از آغاز تنها دو وعده غذا در طول روز مي خوردند.
امروزه استفاده از كفش هايي با پاشنه خيلي بلند
و نازك در ميان خانم ها خصوصاً خانم
هاي جوان رايج شده است. در مورد اين كفش هاي پاشنه بلند نكته هايي وجود دارد كه
توجه و دقت در آنها مانع از استفاده از اين مدل كفش ها در ميان خانم ها خواهد
شد.
اين پاشنه ها با بر هم زدن تراز محور ستون فقرات و اندام تحتاني باعث افزايش انحناي گودي طبيعي كمر شده و فرد را مستعد
لوردوز
مي كنند. با ايجاد لوردوز، فضاي طبيعي لگن حقيقي در خانم ها كوچكتر شده و
در هنگام بارداري و زايمان، فرد را با مشكلات زيادي
روبرو مي كند.
همچنين به دليل بهم خوردن تعادل نقطه ثقل انتقال وزن به
سطح زمين، احتمال پيچ خوردگي مچ پا و زمين
خوردن خيلي زياد مي شود. اين گونه كفش هاي پاشنه بلند، معمولاً پنجه هاي باريك
دارند، اين كفش هاي نوك تيز و داراي پنجه هاي تنگ باعث انحراف محور انگشت شست پا به
طرف خارج شده و در دراز مدت، فرد را مبتلا به هالوس
والگوس (انحراف شديد شست پا) مي كند كه با بالا رفتن سن فرد، دردهاي مفصلي
را هنگام راه رفتن به فرد تحميل مي كند.
توجه
داشته باشيد كه بهترين ارتفاع براي پاشنه كفش 2 الي 3 سانتي متر است.
اگر خيلي علاقه مند به استفاده از كفش هاي پاشنه بلند هستيد، ارتفاع
پاشنه زير 5 سانتي متر را انتخاب كنيد و بايد جنس پاشنه كفش از انعطاف و الاستيسيته
مناسب برخوردار باشد و از پوشيدن كفش هاي با پاشنه هاي خشك و سخت و همچنين نازك
جداً خودداري كنيد.
هميشه كفش راحت بپوشيد، چون كفش تنگ و نامناسب باعث خستگي
ذهني و روحي و عصبانيت زودرس مي شود.
و نهايتاً اين كه به فرموده حضرت علي (ع) كفش نيكو پوشيدن بدن را از بلا ها نگاه مي
دارد. (حلية المتقين)
اين متن رو يكي از همكلاسي هاي خوبمون براي ما فرستاده
با تشكر از خانوم ليلي اميني
يك روز كارمند
پستي كه به نامههايي كه آدرس نامعلوم
دارند رسيدگي ميكرد متوجه نامه اي شد
كه روي پاكت آن با خطي لرزان نوشته شده بود
نامهاي به خدا !
با خودش فكر كرد بهتر است نامه را باز كرده
و بخواند.در نامه اين طور نوشته شده بود:
خداي عزيزم بيوه زني هشتادوسه ساله هستم
كه زندگي ام با حقوق نا چيز باز نشستگي ميگذرد.
ديروز يك نفر كيف مرا كه صد دلار در آن بود
دزديد.
اين تمام پولي بود كه تا پايان ماه بايد
خرج ميكردم. يكشنبه هفته ديگر عيد است
و من دو نفر از دوستانم را براي شام دعوت
كردهام، اما بدون آن پول چيزي نميتوانم
بخرم. هيچ كس را هم ندارم تا از او پول قرض
بگيرم . تو اي خداي مهربان تنها اميد من
هستي به من كمك كن ...
كارمند اداره پست خيلي تحت تاثير قرار گرفت
و نامه را به ساير همكارانش نشان داد. نتيجه
اين شد كه همه آنها جيب خود را جستجو كردند
و هر كدام چند دلاري روي ميز گذاشتند. در
پايان نودوشش دلار جمع شد و براي پيرزن
فرستادند ...
همه كارمندان اداره پست از اينكه توانسته
بودند كار خوبي انجام دهند خوشحال بودند.
عيد به پايان رسيد و چند روزي از اين ماجرا
گذشت، تا اين كه نامه ديگري از آن پيرزن
به اداره پست رسيد كه روي آن نوشته شده بود:
نامهاي به خدا !
همه كارمندان جمع شدند تا نامه را باز كرده
و بخوانند. مضمون نامه چنين بود :
خداي عزيزم، چگونه ميتوانم از كاري كه
برايم انجام دادي تشكر كنم. با لطف تو توانستم
شامي عالي براي دوستانم مهيا كرده و روز
خوبي را با هم بگذرانيم. من به آنها گفتم
كه چه هديه خوبي برايم فرستادي ... البته
چهار دلار آن كم بود كه مطمئنم كارمندان
اداره پست آن را برداشتهاند!!...
دوران بيخيالي كودكي با تمام شيريني هايش يك حسن بزرگ هم داشت و آن داشتن
دلي بي كينه بود كه باعث ميشد در طول روز بارها با همبازيان خود قهر و
آشتي كنيم بعد از چند دقيقه همه دعواها به فراموشي سپرده ميشد و بازي را از سر ميگرفتيم
همزمان با رشد جسمي شايد آنقدر دل ها مون هم بزرگ شد و رشد پيدا كرد كه توانستيم تمام كينه ها و كذورت ها را در آن جاي دهيم.كمتر به بخشش و بخشيده شدن فكر كنيم و از حلاوت اين عمل زيبا كاممان را شيرين كنيم.
نمي
دانم چرا همه ما فكر ميكنيم كه با بخشيدن از ميزان اعتبار و اهميتمان كم
ميشود ارد بزرگ ميگويد: بخشش ميزان فر و شكوه آدمي را نشان مي دهد .
البته
كه همه به اين موضوع اذعان داريم كه تداوم اختلافها ممكن است در روند آشتي
و بخشش اثر سوء داشته باشد اما آنچه مسلم است داشتن دلي بي آلايش و صاف
بدون حب و بغض در اين راه بيشتر كمكمان ميكند.
رابطه پس از بخشش و گذشت،
به اين خاطر كه صميميت قبلي بازگردانده نمي شود، تغيير مي كند. اين تغيير
در رابطه دليل بر اين نيست كه شما طرفتان را نبخشيده ايد. شما آن فرد را
مي بخشيد و انتقامي هم از او نمي گيريد. اما چيزي در مورد شخصيت آن فرد
دستگيرتان مي شود كه ديگر نمي توانيد رابطه ي قبلي را با او حفظ كنيد. شما آنها را مي بخشيد، اما تصميم مي گيريد
كه ديگر مثل سابق همه چيز را با آنها در ميان نگذاريد و درمورد مسائل مهم،
ديگر به آنها اطمينان نمي كنيد. بخشش و گذشت به اين معنا نيست كه شما بايد
باز به آن فرد اعتماد كنيد و كار بد او هيچ نتيجه اي نداشته باشد.
شما
نياز به شناخت طرف مقابل و موضوع بخشش داريد. نبايد هر زمان كه كسي شما را
رنجاند، بدون هيچگونه عواقب و پيامدي براي آن فرد، او را ببخشيد. اميد است
كه فرد اشتباه خود را فهميده و طلب بخشش كند. اما در زمان هايي كه مسائل
كوچك و يا سوء تفاهماتي بين افراد اتفاق مي افتد، ديگر نبايد دنبال قصاص و
انتقام گيري از فرد مقابل بود.
بخشش و گذشت براي رهايي از افتادن به
گودال سياه تندخويي و تلخي لازم است. كاري است كه نياز به خرد و لطف بسيار
دارد به قول ارد بزرگ : .راز اندوختن خرد ، يكرنگي است و بخشش .
بخشش
به شما براي گرفتن تصميمات دشوار كمك مي كند. بايد كمي بيشتر در مورد جرات
و شهامت و همچنين نياز خودتان براي بخشوده شدن دريابيد. حتي ممكن است گاهي
مجبور شويد ريسك كنيد و دوباره به آن فرد اطمينان كنيد! گاهي مي بينيد كه
آن فرد نياز دارد اعتماد شما را دوباره به دست آورد.
بخشش با
اعتماد كردن يكسان نيست و به اين معنا نيست كه نبايد هيچ تغييري در شما و
رابطه تان با فرد مقابل صورت گيرد. بخشش باعث رشد شما مي شود—باعث مي شود
بتوانيد عميق تر دوست بداريد و چيزهايي در مورد زندگي و رفتار با ديگران
بياموزيد. اما مهمتر از همه، بخشش شما را آزاد مي كند!
زماني توانايي بخشيدن را پيدا مي كنيد، كه خود مورد بخشش ديگران قرار
گيريد. مهم نيست كه در گذشته چه خطاهايي مرتكب شده ايم. خداوند وعده ي
قدرت براي امروزمان و اميد براي فردايمان را داده است. ديروز هر كاري كه
انجام داده باشيد، بدانيد كه خداوند نگه دار فرداهاي شماست.
شهسواري
به دوستش گفت: بيا به كوهي كه خدا آنجا زندگي مي كند برويم.ميخواهم ثابت
كنم كه اوفقط بلد است به ما دستور بدهد، وهيچ كاري براي خلاص كردن ما از
زير بار مشقات نمي كند.
ديگري گفت: موافقم .اما من براي ثابت كردن ايمانم مي آيم .
وقتي به قله رسيد ند ،شب شده بود. در تاريكي صدايي شنيدند:سنگهاي اطرافتان را بار اسبانتان كنيد وآنها را پايين ببريد
شهسوار اولي گفت:مي بيني؟بعداز چنين صعودي ،از ما مي خواهد كه بار سنگين تري را حمل كنيم.محال است كه اطاعت كنم !
ديگري به دستور عمل كرد. وقتي به دامنه كوه رسيد،هنگام طلوع بود و انوار
خورشيد، سنگهايي را كه شهسوار مومن با خود آورده بود،روشن كرد. آنها خالص
ترين الماس ها بودند...
نتيجه: تصميمات خدا مرموزند،اما همواره به نفع ما هستند .
روزي لقمان به پسرش گفت امروز به تو 3 پند مي دهم كه كامروا شوي لقمان جواب داد: اگر كمي دير تر و كمتر غذا بخوري هر غذايي كه ميخوري طعم بهترين غذاي جهان را مي دهد.
اول اينكه سعي كن در زندگي بهترين غذاي جهان را بخوري!
دوم اينكه در بهترين بستر و رختخواب جهان بخوابي
سوم اينكه در بهترين كاخها و خانه هاي جهان زندگي كني
پسر لقمان گفت اي پدر ما يك خانواده بسيار فقير هستيم چطور من مي توانم اين كارها را انجام دهم؟
اگر بيشتر كار كني و كمي ديرتر بخوابي در هر جا كه خوابيده اي احساس مي كني بهنرين خوابگاه جهان است.
اگر با مردم دوستي كني و در قلب آنها جاي مي گيري و آنوقت بهترين خانه هاي جهان مال توست.
چهار شمع به آرامي در حا ل سوختن بودند . محيط آنچنان آرام و بي صدا بود كه مي شد به صحبتهايشان گوش داد.
اولي گفت:من "صلح"هستم ،كسي نمي تواند مرا براي هميشه روشن نگاه دارد من مطمئنم كه خاموش مي شوم لحظه اي نگذشت كه شعله اش كاهش يافت و خاموش گشت.
دومي گفت:من "ايمان" هستم وجود من ضروري نيست پس چندان مهم نيست روشن باقي بمانم ،سخنش كه به پايان رسيد نسيم ملايمي وزيد و آنرا خاموش كرد.
شمع سوم با ناراختي گفت:من"عشق" هستم ،من توان روشن ماندن را ندارم آنها حتي فراموش مي كنند كه به كسي كه به ايشان از همه نزديكتر است عشق بورزند.زماني طول نكشيد كه او نيزخاموش شد.
ناگهان كودكي وارد شد و با ديدن سه شمع خاموش گفت: چرا شما خاموش هستيد؟شما بايد همه روشن باشيد و سپس به آرامي شروع به گريستن كرد.
در اين لحظه شمع چهارم گفت:نترس ،تا زمانيكه من هنوز مي درخشم مي توانيم شمعهاي ديگر را نيز دوباره روشن كنيم.من"اميد"هستم ،بدين ترتيب همه ما مي توانيم روشن باقي بمانيم.